قصه جغد سفیدبرای ترس از تاریکی

 

امیر عباس رحیمی ؛آموزش و درمان و روانشناس کودک و نوجوان،یکی از ترس های مهم بچه ها ترس از تاریکی است. بزرگترها می توانند با تعریف این قصه جذاب بچه ها را نسبت به ترس شان آگاه کرد و این قدمی است در درمان ترس کودک
اهداف و ارزش های قصه گویی

امیرعباس رحیمی درمان ترس کودک با قصه گویی ؛قصه گویی در حقیقت به منزله فعالیتی بوده که از انسان ها برای ساخت انسان کمک می گیرد. شنیدن داستان موجب شکل گیری بهتر شخصیت افراد شده و نوعی روش، جهت افزایش درک رفتارهای شناسی و عملی محسوب می گردد.

قصه گویی به دلیل نمایش بازخورد های شخصی، جهان پیرامون و شخصیت های متفاوت تعامل شخص با سایرین را نیز بهبود می دهد.

به طور کلی گفته شده که قصه ها به منزله چهار چوبی جهت خود پدید آیی و بالا بردن درک از خویش و بهبود روابط بین افراد می شود. نوشتن داستان به ویژه اگر شخص زندگی خود را روایت کند موجب انسجام بهتر تخیلات، افکار و اتفاقات شده که در نهایت ارتقا خودآگاهی شخص را به دنبال دارد.

ارزش های بنیادین کمک گرفتن از استعاره ها، قصه گویی به گفته بارکر در روان درمانی شامل موارد زیر است:

  • به نمایش درآوردن نکات و مسائل مهم زندگی
  • کمک به اشخاص جهت شناختن بهتر خویش
  • مطرح کردن راه حل هایی برای رفع مسائل و مشکلات خود
  • دادن ایده و تفکرات جدید و بدیع و افزایش انگیزه برای تغییر
  • مدیریت نمودن روابط و روش های درمانی
  • تثبیت راهنمایی ها
  • کم کردن مقاومت برای پذیرفتن تغییرات
  • دادن چهار چوب و سازمان دادن مشکلات و مسائل شخصی
  • بازسازی نمودن خویشتن (Ego)
  • الگو سازی شیوه ای از طریق برقراری ارتباط با دیگران
  • یادآوری توانایی ها و استعداد های فرد
  • کاهش حساسیت نسبت به ترس های شخصی

اغلب با شنیدن اصطلاح قصه گویی، آن را جز ارتباط های جدی به حساب نمی آورند و به آن به منزله یک سرگرمی نگاه می کنند. در صورتی که روایت قصه ها به افراد کمک می کند تا بیاموزند در این جهان چگونه باشند و دید خود را نسبت به واقعیت ها عوض کنند. در حقیقت می توان قصه ها را به عنوان باورهای افراد درباره خویشتن، محسوب کرد.

موضوع قصه های کودکان اغلب درباره انسان ها، حیوانات، موجودات غیر واقعی و اشیا همچون گل، ماشین و... است. این موضوعات در قصه کودکان از شخصیت، تفکر، باور، احساس و رفتار برخوردارند. زمانی که یک داستان برای کودک بیان می شود، او سعی می کند که با شخصیت ها و حوادث قصه، همانند سازی کند و این همانند سازی باعث فرافکنی در زندگی شخصی او می شود.

یک نمونه قصه برای ترس کودکان

قصه جغد سفید

 

چاک جغد سفیدی بود که در جنگلی با خانواده اش زندگی می کرد . او هنوز کوچک بود و خیلی چیزها را از پدر و مادرش یاد می گرفت . همان طور که می دانید جغدها روزها کار زیادی انجام نمی دهند . آنها روزها استراحت و شب ها کار می کنند .

چاک درباره جنگل چیز زیادی نمی دانست . شب ها تمام جنگل تاریک می شد . در طول روز ، وقتی که خورشید در آسمان بود ، چاک می توانست همه چیز را ببیند و بشنود . وقتی که صدایی می شنید سرش را برمی گرداند و می فهمید صدا از کجا می آید .

اما شب ها   نمی توانست این کار را بکند . چون هیچ نوری نبود و او نمی توانست چیزی ببیند .

فقط صداها را می شنید. خیلی از این صداها عجیب و غریب بودند و باعث می شدند که او بترسد . یک شب ، صدای عجیبی شنید؛ صدایی که قبلا آن را نشنیده بود . صدا بلند بود .

چاک خیلی سعی کرد که ببیند صدا از چیست و کجاست. اما هوا خیلی تاریک بود . چاک کمی ترسیده بود .

آن شب او راحت نخوابید و روز بعد خیلی زود بیدار شد . خورشید داشت آرام آرام اشعه های گرم خود را به همه درخت ها و حیوانات جنگل می تابانید .

ناگهان  چاک همان صدایی را که شب قبل شنیده بود ، دوباره شنید . خوب که نگاه کرد دید صدا از یک جیرجیرک کوچولو می آید . خیلی تعجب کرد و فهمید صدای شب قبل که او را ترسانده بود از آن جیرجیرک کوچولو بوده نه چیز یعجیب و غریب .

از آن به بعد او احساس بهتری داشت و با شادی و خوشحالی زندگی کرد .

 

سوالات پس از قصه گویی

می توانید درباره این داستان از کودک چند سوال بپرسید :

–  چرا چاک می ترسید ؟

– فکر می کنی تاریکی ترس دارد ؟

– تو هم از چیزی می ترسی ؟

 

این محتوا برای مشترکان ویژه است.

درباره‌ی amirarahimi

error: برای کپی ،عضو سایت شوید